تبلیغات
Love is ...

Love is ...
... ع ش ق ی ع ن ی 
نویسندگان
ابر برچسب ها

سلام

باز هم میخواهم بنویسم
تنها جایی که میشود حرف دل را فریاد زد دفتراست و وبلاگ تنهایی هایم
دفتری که بعد از نوشته شدن پاره می شود که نکند کسی از دلم با خبر شود و وبلاگی که ماندگار است.

دوباره گیتارم رو بر میدارم و با همه ی نا بلدی ام مینوازم و میخوانم
می خوانم از همه ی خاطره ها
از همه ی دوستت دارم ها
و صدایی که تنها به دل خودم می نشیند
( و به قول او تنها به دل مخاطب خاص می نشیند)
از خواندن که بگذریم
دیگر خود نویسم رنگ نمی دهد اما انگار چیزی درونم می گوید با رنگ دلت بنویس ، با هر چه داری و نداری، جوهر خودت را به رخ تمام کسانی که خوب بودن و ...؟... و دوست بودند  و ....؟.... بکش...
این جای خالی ها ، جای خالی هاییست که هیچ وقت جای خالیشان حس نمی شود
تنها خوبهایش می مانند ، دوستان و او.
راستی...
گفتم دوست ، یادم دوستت دارم های دوستم افتادم
دوستی که هرگز با نبودنش جای خالی اش پر نشد
و همیشه بود و همیشه هست و همیشه خواهد ماند
به گمانم جاده ی زندگی به همین دوستت دارم ها ، مهربانی ها ، دلتنگی ها و عاشقانه ترین لحظه ها می رسد...
لحظه هایم را خرج اینها می کنم
و عشقی که هرگز
با تمام بدی هایم ، تمام نادانی هایم و با تمام تنهایی هایم در کنج اتاق طردش نخواهم کرد.

کاش جاده ی زندگی با او پایانی نداشته باشد ، در این دنیا و آن دنیا انتظار وصال دیدارمان را بر دوش خواهم کشید.
و این است تمام زندگی من!
دوستش داشتم،
دوستش دارم،
و دوستش خواهم داشت.





رویای با تو بودن را نمی توان نوشت
نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در آغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت.





طبقه بندی: نامه های عاشقانه،  داستان های عاشقانه،  اس ام اس عاشقانه،  دست نوشته های عاشقانه،  شعر،  آهنگ،  عکس های عشقولانه، 
[ 15 مهر 90 ] [ 03:39 ق.ظ ] [ //حمید // ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تقدیم به او كه نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد . دلم برای كسی تنگ است كه آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعرهای خوشی چون پرنده ها میخواند...
آرام اشک میریزم تا سکوت این خلوت عاشقانه نشکند.
در خلوت تنهایی ام برای دل خویش مینویسم ، نوشته هایی که شاید یادگاری باشد از روزهایی که همدمی نبود مرا تا سر بر شانه هایش گذارم و ناگفته هایم را برایش بازگویم .
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

فروش بک لینکطراحی سایتعکس